ورود عضویت
ارسال فایل
پل شناور خضر
13:30 - 1394/06/24
پل شناور  خضر

پل شناور خضـر

 

بعد از عمليات والفجرِ هشت و در زماني كه هنوز «پل بعثت» احداث نشده بود، نیروهای مستقر در منطقة «فـاو» نیازمند پشتیبانی و تدارکات بودند. غذا، سوخت و مهمّات براي آن‌ها حیاتی بود. در اثر بمباران‌هاي مكرّر شیمیایی، آب سالم در فـاو پيدا نمي‌شد و جبهة فـاو به جبهة خیلی سختی تبدیل شده بود. پشت سرِ رزمندگان خط مقدّم، رودخانة خروشان «اروندرود» بود. عرض اروند حدود 900 متر است. انجام تدارکاتِ سنگین با قایق، بسیار سخت و کُند بود. مهندسین پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد (پ.م.ج.ج) چند پل روی اروند پیش‌بینی و نصب کردند ولی هواپیماهای عراقی و بعضاً سرعت حرکت آب، آن پل‌های به زحمت نصب‌شده را از بين برد. نیاز به تدارکات سنگین، به شدّت به فرماندهان جنگ فشار مي‌آورد ولی راهی برای برقرای ارتباط نمانده بود. شرایط نيروهایی که در فـاو مستقر بودند روز به روز سخت‌تر می‌شد. مهندسین جوان جهاد، درنهایت برای حلّ مشکلِ بزرگِ عبور از اروند، «پل خضـر» را طراحی و اجرا كردند.

اين پل از یک صفحة بزرگِ شناور به وزن حداقل 90 تُن كه «دوبّـه» نام داشت تشكيل شده بود كه به وسيلة سه رشته سیم‌بکسل كه به موازات هم در امتداد عرض رودخانه قرار داشته و در ساحل‌هاي دو طرف رودخانه محكم شده بودند، مهار گرديده بود. نیروی جلوبرندة خضـر، یک دستگاه تراکتور بود که روی نقطة خاصّی از دوبّـه جاسازي شده بود. پل خضـر توانست ماشین‌آلات و تدارکات سنگین را به رزمندگانی که در فـاو بودند برساند. بعدها برای راحت‌ترشدن رفت و آمد به فـاو، مهندسین پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد، پل عظیم «بعـثت» را بر روی اروندرود احداث کردند ولي نقش پل خضـر در تثبیت نیروها در فـاو، بسیار تعیین‌کننده بود.

 

در روزهای اولِ تصرف فـاو توسط رزمندگان اسلام، تمام ادوات، نیروها و ماشین‌آلات در درون قایق‌ها قرار گرفته و از ساحلِ ایران به ساحلِ فـاو منتقل می‌شد. بدين‌صورت بزرگترین وسیله‌ای که امکان جابه‌جایی‌اش بود، یک وانت‌بار بود. این کار، خیلی سخت و کُند انجام می‌شد و امکان حملۀ هواپیماهای عراقی و یا چپ‌شدن قایق‌ها زیاد بود. اروندرود تا دریای آزاد فاصلۀ زیادی نداشته و جزر و مدّ آن، همان جزر و مدّ درياست. در هر 6 ساعت، یک سیکلِ جزر و مدّ به طور کامل صورت مي‌گرفت؛ بدين‌ترتيب در هر روز 4 مرتبه جزر کامل و 4 مرتبه هم مدّ کامل وجود داشت. اختلافِ ارتفاعِ جزر كامل و مدّ کامل به 5/3 متر می‌رسید. ساحلِ اروندرود هم به خاطر بالا و پايين رفتن آب، حدود 150 تا 200 متر عقب و جلو می‌شد (ساحل متغيّر). سرعت آب در زمان مدّ به 70 کیلومتر در ساعت می‌رسید. صدای جزر، وحشتناک بود و اگر در زمان آن در کنار رودخانه مي‌ایستادی، ترس وجودت را فرا می‌گرفت. مهندسین جهاد با چنین پیش‌فرض‌هایی باید پل خضـر را طراحی و اجرا می‌کردند.

قبل از آماده‌شدن پل خضـر، پل‌های «دوبّـه‌ای» و «خیبری» هم بر روی رودخانه نصب شد ولی سرعت حرکت آب، آن‌ها را نابود کرد. یک طرح جالب که در آن زمان برای استتار پلي كه شناور بود استفاده شد، این بود كه پمپ‌هایی را درون بدنۀ پل کار گذاشتند و در زمان‌هایی که نیاز به اختفا بود، با پُرکردن محفظه‌های آبِ تعبيه‌شده در پل، به علت سنگين‌شدن، تمام آن به زیر آب رفته و از دید دشمن مخفی مي‌ماند. اما سرانجام غوّاصان عراقی، آن پلِ غرق‌شونده را شناسایی و منهدم کردند.

 

 

01 جهادگران در حال ساخت دوبۀ اصلی پل شناور و متحرک خِضر

01 جهادگران در حال ساخت دوبۀ اصلی پل شناور و متحرک خِضر

02 جهادگران در حال ساخت دوبۀ اصلی پل شناور و متحرک خِضر

02 جهادگران در حال ساخت دوبۀ اصلی پل شناور و متحرک خِضر

 

پل‌های خضـر «3» و «4‌» از نمونه‌های قبلی بزرگتر بوده و ظرفیت جابه‌جایی بالاتری داشتند، لذا قطعاتِ به کار رفته در آن‌ها، قوی‌تر و مجهزتر بود. تجربۀ خضـرهای قبلی، به خوبی در بهینه‌سازيِ این خضـرها به کار گرفته شد. یکی از مشکلات خضـرها، سائیدگی زيادِ سیم‌بکسل‌ها بود که اين مشكل در خضـرهای 3 و 4 با تعبیۀ غلطک‌های بزرگتر، حل شد. هم‌چنین با بهینه‌کردن زاویۀ نصب تراکتور در روی دوبّـه، قُطر رینگ تراکتور، سایز سیم‌بکسل‌ها، محل قرارگرفتن گوشواره‌ها و نوع شمع‌کوبی، کیفیّت كاركرد پل و ارائـۀ خدمت آن، بالاتر رفت.

یکی از مشکلاتی که بايد در زمان طراحی حل می‌شد این بود که سیم‌بکسلِ سوم که حول یکی از چرخ‌های تراکتور می‌پیچید و دوبّه را حركت مي‌داد، باید به گونه‌يي کار گذاشته می‌شد که امکان خارج‌شدن سیم‌بکسل از دور رینگ امکان نداشته باشد، لذا یک رینگ خاص برای این کار طراحی و ساخته شد.

 

 

03 جهادگران در حال نصب تجهیزات و تکمیل پل شناور خِضر

03 جهادگران در حال نصب تجهیزات و تکمیل پل شناور خِضر

04 جهادگران در حال تکمیل سطح پل شناور و متحرک خِضر

04 جهادگران در حال تکمیل سطح پل شناور و متحرک خِضر

 

ارزان‌بودن و سریع‌النصب بودن پل خضـر و هم‌چنین پیچیده‌نبودن کار با آن، از ديگر مزيّت‌هاي این طرح بود. هواپیماهای عراقی هیچ‌گاه نتوانستند این پل متحرک را که براي‌شان نامرئی بود، مورد حمله قرار دهند.

سه رشته سیم‌بکسل، با شمع‌کوبی و بتُن‌ریزی در دو طرف ساحل اروندرود، محكم و مهار شده بودند. سیم‌بکسل‌ها از داخل گوشواره‌هایی که بر روی دوبّـه تعبیه شده بود عبور داده شده بودند. دو سیم‌بکسل بزرگ، نقش هدایت دوبّـه را داشتند تا جریان شدید آب، آن را از مسیر مشخص‌شده (امتداد عرض رودخانه) خارج نکرده و با خود نبَرد. بر روی نقطۀ محاسبه‌شده‌ای از دوبّـه، یک تراکتور «فرگوسن» جاسازي شده بود كه لاستیک‌هایش را جدا کرده، به یکی از چرخ‌های عقب آن، رینگ مخصوصي بسته بودند و سیم‌بکسل سوم را چند بار دور آن رینگ چرخانده بودند. وقتي رانندۀ خضـر دندۀ جلوي تراكتور را می‌زد، خضـر به عقب می‌رفت و هروقت دندۀ عقب را می‌زد، خضـر به جلو می‌رفت. چون سيم‌بكسل‌هاي اول و دوم، خضـر را در امتداد عرضِ رودخانه نگاه مي‌داشتند، لذا نيازي به فرمان نبود و مثل قطاری بود که ریل آن، دو سیم‌بکسل اطرافش بودند. مهندسین جهاد سازندگی، از این ابتکارات در جنگ زیاد داشته‌اند.

 

 

 05 ورود کامیون نظامی به پل خِضر جهت عبور از اروندرود همراه با تصویر تراکتور ثابت کِشنده

05 ورود کامیون نظامی به پل خِضر جهت عبور از اروندرود همراه با تصویر تراکتور ثابت کِشنده

06 پل شناور و متحرک خِضر در حال عبور از رودخانۀ عظیم اروندرود

06 پل شناور و متحرک خِضر در حال عبور از رودخانۀ عظیم اروندرود

 

 

بيشتر مهندسین و طرّاحان پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد، یا از خانواده‌هاي محروم بوده و یا سال‌های قبل از جنگ را در مناطق محروم کار کرده بودند. تجربۀ فعالیت در مناطق محروم را داشته و با فرهنگ‌های مختلف ایران آشنا بودند. پس از طرحِ صورت‌مسئلۀ عبورِ سریع از اروندرود توسط فرماندهيِ جنگ برای مسئولين جهاد، بچه‌های پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد از تجربۀ خود در خدمت‌رسانی به مناطق محروم استفادۀ بسيار زیرکانه‌ای کردند. آن‌ها در برخی مناطق دیده بودند که یک شناورِ متصل به دو طناب، از عرض رودخانه عبور می‌کند. نام این وسیله در مناطق مختلف کشور، «جرس» یا «کلَک» بود. در آن روستاها یک نفر روی جرس می‌ایستاد و با کشیدن طناب، جرس را به همراه آدم‌ها و وسايلی که روی آن بود از این طرف رودخانه به آن طرف می‌برد. بعد از مطرح‌شدن این ایده، مهندسین مکانیک و ماشین‌آلات، شروع به طراحی این پروژه با توجه به شرایط منطقۀ جنگی کردند.

شهر خرمشهر به مدت 576 روز در اِشغال عراقی‌ها بود و آن‌ها تمام مهندسین و متفکّرین نظامی غرب را برای احداث پل بر روی اروندرود در خدمت داشتند اما نتوانستند یک پل جنگی احداث کنند. ولي مهندسین پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد (پ.م.ج.ج) این کار را انجام دادند.

برای این که ماشین‌آلات بتوانند به راحتی تا پای پل خضـر بیایند می‌بایست در ساحل رودخانه که داراي گِـلِ نرم بود جاده‌سازی می‌شد كه گاهي این جاده در اثر مدّ اروندرود به زیر آب می‌رفت.

نمي‌شد در تمام ساعات روز از پل خضـر استفاده کرد و می‌بایست هوا تاریک می‌شد تا هواپیماهای دشمن توانِ ديدن نداشته باشند. گاهی هم جزر خیلی زیادِ آب، مانعِ حرکت خضـر می‌شد؛ زيرا جزر که می‌شد سطح آب پایین می‌رفت و ساحل‌هاي دو طرف رودخانه، بالاتر قرار مي‌گرفتند. لذا حرکت خضـر از کنار ساحل تا وسط رودخانه، سرازيري و راحت بود ولی از وسط رودخانه به ساحل مقابل، چون می‌بایست یک مسیرِ سربالایی را طی کند، خیلی سخت و گاهي غیرممکن می‌شد. اگر آب، خیلی پایین و بارِ زیادی هم بر روی خضـر بود، امکان طی‌کردن آن سربالایی نبود. رانندگان خضـر، این چیزها را به سرعت یاد گرفته و مشکلات را حل می‌کردند. در ساخت خضـرهای 3 و 4، مهندسين طرّاح خضـر، این مشکل را حل کردند. آري، در پ.م.ج.ج، بخش تحقيق و توسعه (R&D) بسیار قوی بود.

در مجموع چهار پلِ خضـر در عملیات والفجرِ هشت بر روی رودخانۀ خروشان اروند ساخته شد. با خضـر، کامیون‌های پُر از بار و نيز ماشین‌آلاتِ سنگین مانند لودر و بولدوزر به شهر فـاو حمل می‌شد. این خضـرهای بچه‌های جهاد، کار ترابری و تدارکات خط مقدّمِ فـاو را حل کرده بود. عراقی‌ها هم نمی‌توانستند خضـر را منهدم کنند؛ غیرِ قابلِ تخریب بودن خضـر، مزیّت بسیار بالایی بود. البته یک بار یکی از غوّاصان عراقی زیر یکی از خضـرها مواد منفجره گذاشته و آن را منفجر كرد ولی خرابيِ به وجود آمده، به سرعت تعمیر شد و غوّاصِ نترس عراقی که تا دلِ بچه‌های ما آمده بود هم به هلاکت رسيد.

 

 

 07 ورود کامیون نظامی به پل خِضر جهت عبور از اروندرود

07 ورود کامیون نظامی به پل خِضر جهت عبور از اروندرود

08 پیاده‌شدن تجهیزات منتقل‌شده به آن سوی رودخانه

08 پیاده‌شدن تجهیزات منتقل‌شده به آن سوی رودخانه

09 انتقال کمپرسی به آن سوی اروندرود

09 انتقال کمپرسی به آن سوی اروندرود

10 ورود کامیون به پل خِضر

10 ورود کامیون به پل خِضر

11 پل متحرک خِضر در حال عبور از رودخانۀ عظیم اروندرود

11 پل متحرک خِضر در حال عبور از رودخانۀ عظیم اروندرود

 

یکی از تیم‌های اجرايیِ قوی در ساخت پل‌های خضـر، تیم شهید «اسدالله هاشمی» بود. تیم ايشان کارکردن با سیم‌بکسل را بسیار عالی بلد بود. او یک کانتینر همراه خود داشت که در آن همه‌جور وسیله برای تعمیر ماشین‌آلات و یا ساخت و تعمیراتِ گوناگونِ ديگر، وجود داشت! هر جا تیمِ اسدالله هاشمی بود، خیال فرماندهیِ پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد از بابت حلّ مشکلات آن منطقه راحت بود. شهيد اسدالله هاشمی، يكي از  فرماندهان دلیـرِ پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد بود.

 

سردارجهادگرشهید حاج اسدالله هاشمی 

سردارجهادگرشهید حاج اسدالله هاشمی