ورود عضویت
وزیر بهداشت: بسیاری از مدیران جمهوری اسلامی ایران از دل جهاد سازندگی برآمدند
10:25 - 1394/12/11 | 588
وزیر بهداشت: بسیاری از مدیران جمهوری اسلامی ایران از دل جهاد سازندگی برآمدند

دکتر سیدحسن قاضی زاده هاشمی با حضور در بیست و هفتمین گردهمایی پیشکسوتان و فرماندهان پشتیبانی و مهندسی جنگ به بیان خاطرات خود از جهاد سازندگی و نقش آن در طول دوران دفاع مقدس پرداخت که به درخواست عزیزان متن کامل آن منعکس می گردد.

از مومنین کسانی بودند که در عهد و پیمانشان با خدای متعال باقی ماندند و به شهادت رسیدند و هستنند کسانی که باقی ماندند و در انتظار همان فیض هستند و انشاءا... در تعهدشان تغییری ایجاد نخواهدشد.

سلام و درود خداوند بر شما فرماندهان عزیز. انشاءا... همه شما و همه ملت عزیز و شریف ایران در پناه امام زمان بتوانند در مسیر رشد و تعالی و عزت دین خدا و میهن عزیزمان ایران از هیچ کوششی فروگذار نباشند.

روزهای پایانی شهریور برای شما و ما یادآور خاطرات زیادی است. معمولا این روزها که منتهی به سالگرد دوران دفاع مقدس هست بچه‏هایی که در جنگ بودند حال و هوای دیگری پیدا می‏کنند و یاد و خاطره شهدای بزرگوار دوران دفاع مقدس چه آنهایی که در جمع ما بودند فرماندهان عزیزی مثل محمد طرحچی، حسین ناجیان، تقی رضوی، هاشم ساجدی، مرتضی آوینی و سایر دوستان عزیر دوران ابتدای جهاد که به شهادت رسیدند، فرماندهان عزیز و بزرگواری که شما دوشادوش آنها می‏جنگیدید مثل شهید همت، شهید باکری، شهید صیادشیرازی و...

به هر حال خاطرات بسیار خوبی از آن روزهاست و در عین حال غصه‏هایی که بایستی فرو خورد و بر زبان نیاورد. دوستان عزیز ما این افتخار را داشتند آخرین جرعه‏های حیات و زندگی را در حالی بنوشند که همه وجودشان غرق در اسلام و در راه انقلاب بود.

به هر حال دوستان عزیز ما که در دوران دفاع مقدس به شهادت رسیدند و شما فرماندهان عزیزی که الان دیگر بالاخره نیمه دوم عمر را طی می‏کنید؛ اکثر کسانی که می‏بینیم جوان بودید و سر از پا نمی‏شناختید. به هر حال خواسته های زیادی داشتند، امیدهای زیادی داشتند، انتظارات زیادی داشتند، بخشی از آنها برآورده شد و بخشی دیگر بر زمین است. اصولا جهاد سازندگی چه طوری شکل گرفت و دنبال چه مطالباتی بود؟ آن موقع که انقلاب پیروز شد دانشجویان دو گروه شدند یک گروه رفتند سپاه را ساختند و کمیته‏ها تشکیل شد. البته در کمیته های انقلاب اسلامی جماعت دانشجویی کمتر بود ولی در جهاد خیلی پر رنگ تر. یک عده ای رفتند سپاه و عده ای هم آمدند جهاد سازندگی را تاسیس کردند. قبل از اعلام عمومی که امام فرمودند کمیته های فوق برنامه ای بود که می‏رفتند به روستاها برای درو، برای ساختن، برای آبادانی ولی بعد که امام فرمودند شکل و نظام واقعی خود را پیدا کرد و یک سازمان و یک نهاد انقلابی شد برای محرومیت زدایی، برای اینکه فقر نباشد، برای اینکه محرومی نباشد، برای اینکه نقطه غیرآباد شده ای وجود نداشته باشد. کارهای زیادی هم انصافا شد. آن موقع جاده نبود، برق نبود، آب نبود و خیلی کار شد و به همت شما و دوستانتان و عزیزانی که بعضی از آنها هستند، مسئولیت های بسیار سنگینی هم در جهاد سازندگی آن زمان داشتند و جهاد سازندگی واقعا شگفتی آفرید در عین اینکه در دوران دفاع مقدس هم درگیر یک مسئولیت بسیار سنگینی شد. ما ارتشی نداشتیم که جلوی قدرت های بین المللی و در راس آنها آمریکا و رژیم وحشی صدام بایستد. بالاخره نیروهای مردم به کمک سپاه آمدند، بسیج و سپاه توانستند آن خلاء را پر کنند اما در مهندسی رزمی چیزی وجود نداشت. در جنگ این بچه های جهاد همه امکانات، وسایل و تجهیزات را روانه مناطق عملیاتی کردند. گاهی اوقات شب‏ها 2000 کمپرسی و ده‏ها و بلکه صدها لودر و بلدوزر کار می‏کردند برای مراقبت از جان رزمندگان. این به همت عزیزان جهاد سازندگی بود. به هر حال در کنار این تلاش جهادگونه و جهادی که وجود داشت در مناطق عملیاتی، در شهرهایی هم که آرام بودند، جهادگران آن هدف اولیه را رها نکردند. اتفاقی که افتاد این بود که دوستانی که در سپاه بودند با حمایت امام بزرگوار و مسئولین نظام در آن زمان توانستند آن تحول جدی را در بخش دفاعی ایجاد بکنند و امروز هم انقلاب دارد سودش را می‏برد اما تلاش ما در جهاد سازندگی به نتیجه نرسید و در نیمه راه بعضی از ما تصور کردند که دولتی شدن مان موثرتر خواهد بود در پیشبرد اهداف انقلاب، البته که درست بود، البته که بسیاری از مدیران جمهوری اسلامی ایران از دل جهاد سازندگی در آمدند الان هم که شما نگاه کنید بسیاری از این مسئولین اعم از عزیزانی که در دولت هستند یا کسانی که در استانداری‏ها و فرمانداری‏ها کار می‏کنند از محصولات و مولود نهاد بسیار ثمربخش جهاد سازندگی هستند، ولی اشکالی که داشت این است که در این قسمت کار کردن خیلی سخت تر است. شاید مسئولین ما هم دچار تردید شدند که حمایت کنند از جهاد یا جهاد را در دولت ادغام کنند که حالت دوم اتفاق افتاد. و آن تحولی که نیاز بود در بخش اجرایی کشور به وقوع بپیوندد هیچ وقت اتفاق نیفتاد و امروز آسیب‏هایی که ما می‏بینیم بخش عمده اش از ناشی از همین است. من معتقدم ما فرهنگ جهادی و غیرجهادی که اینقدر از آن نام می‏بریم چیزی نیست غیر از همان صحبتی که روز اول داشتیم. بعضی جاها که کار مردم را راه می‏انداختند به مردم احترام نمی‏کردند، حلال و حرام را رعایت نمی‏کردند و با بیت المال هر کاری می‏خواستند می‏کردند در عین حال خداباوری و دین باوریشان، مردم مداریشان و ظلم ستیزیشان مورد سوال بود به عنوان فرهنگ طاغوتی شناخته می‏شد و مقابلش می‏شد فرهنگ انقلابی. وقتی در دستگاهی اجرایی وارد می‏شد فرهنگ جهادی می‏شد. بنابراین امروز هم اگر که به عنوان مدیران جهادی یا فرهنگ جهادی نام ببریم همه بایستی در خدمت مردم باشند، همه باید به فکر محرومین باشند، همه باید نسبت به بیت المال حساس باشند و همه بایستی در دفاع از آرمان های شهدای انقلاب اسلامی کوشا باشند. آنها می‏شوند جهادی و فرقی نمی‏کند که در مجلس باشند یا در دستگاه اجرایی یا در دستگاه قضایی. به هر حال اگر خودمانی بخواهیم بگوییم و برگردیم به سی سال پیش بایستی بگوییم ما معترضیم. به شرایط موجود معترضیم به دلیل اینکه فاصله داریم با آنچه که به عنوان فرهنگ جهادی، فرهنگ انقلابی انتظار داشتیم و انتظار داریم از دستگاه تقینینی، از دستگاه اجرایی و دستگاه قضایی. امیدواریم انشاءا... در ادامه مسیر بشود به سمتی حرکت کرد که دیگر شاهد محرومیت نباشیم، شاهد این نباشیم که مردم به خاطر نداشتن نتوانند درمان بشوند. به خاطر نداری مبتلا به آسیب های اجتماعی نشوند که در حاشیه برخی از شهرهای ما بی شباهت به بعضی از صحنه‏هایی که در گذشته می‏دیدیم نباشد. از این بابت معترضیم که به عبارتش بسنده می‏کنیم و ادامه نمی‏دهیم اما واقعیت این است که ما اگر به میراث بسیار ارزشمند و در عین حال پرهزینه ای که در اختیارمان هست عزیزانی که در جمع ما بودند و هر کدامشان به فرمایش امام بزرگوار یک ملت بودند برای کشور ما از دست دادیم، بایستی با عقلانیت و تدبیر بدون افراطی گری به سمت این برویم که بالاخره معیشت مردم، احترام مردم و رفاه مردم حفظ شود. به عقیده من امکان ندارد یک حکومت و یک نظامی موفق و مقتدر باشد الا اینکه مردمش در آسایش و آرامش باشند. دین برای آسایش، آرامش و رفاه است. این معنیش دنیا پرستی و دنیاطلبی نیست. اقتدار یک کشور در گرو این است که مردم از یک رفاه نسبی برخوردار باشند و باز هم میسر نمی‏شود مگر در سایه همدلی، آن هم نه از نوع همزبانی بلکه از نوع اولی و پرهیز از خودپسندی، خودخواهی، خودگرایی، دار و دسته بازی، پارتی بازی، گروه گرایی و ... که امیدواریم محقق شود. من شخصا فکر می‏کنم اگر این اتفاق‏ها نیفتد، انشاءا... از آن دسته نباشیم که نتوانیم پاسخگوی خانواده شهدا، مجروحین و کسانی که جانشان را در راه اهداف ارزشمند این انقلاب از دست دادند باشیم.

به هر حال دولت در شرایطی سختی از نظر اقتصادی قرار دارد. شرایط خیلی راحت نیست و مشکلات زیادی هست و در عین حال موفقیت های ارزشمندی هم به دست آمده است. همین آرامشی که هست به فرمایش رهبر بزرگوار و یک ثبات نسبی که در امور اقتصادی ایجاد شده، بایستی حتما رونق اقتصادی اتفاق بیفتد، بایست اشتغال ایجاد شود، بایستی از آسیب های اجتماعی با ایجاد اشتغال جلوگیری شود. من فکر می‏کنم موفقیت دولت در موضوع هسته ای به خصوص در آستانه انتخابات باز باعث دو دستگی شود. این را در فرمایشات مقام معظم رهبری هست. نه پشیمان شویم و نه اینکه تصور کنیم خیلی اتفاق خاصی افتاده که فردا مردم از مسئولین توقعات سطح بالایی داشته باشند و قرار است معیشتشان دگرگون شود.

ما از این فرصت باید با عقلانیت استفاده کنیم و از با استفاده از استعدادهای درونی که داریم و با سرمایه های انسانی و دانشمندانی که داریم در جهت فناوری و خلق ثروت و کاهش وابستگی تلاش کنیم. تردیدی نیست که هر ملتی دنبال منافع خودش هست. همه دنبال نفوذ هستند، ما دنبال نفوذیم و آنها هم دنبال نفوذند، ولی اگر هوشیار باشیم آن بخش‏هایی که باعث آسیب به ما خواهدشد، که همان سلطه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است. به هر حال اگر استفاده کنیم با نیروی درون زایی که وجود دارد شرایط بسیار خوبی خواهیم داشت. دبیر کل هلال احمر امروز پیش من بود، می‏گفت برای خرید 6 بالگرد به سختی توانستند پول را بفرستند ما در وزارت بهداشت که وزارت علوم نتوانسته این امکان را برای محققین و دانشمندان خودش فراهم کند، در وزارت بهداشت با کمک مهندس زنگنه با لطایف الحیل توانستیم سال گذشته پول مقالات الکترونیک را و منابعی که بایستی در بیش از 500 مرکز تحقیقاتی مورد استفاده قرار بگیرد بفرستیم تا قطع نشود. دو تا سه سال بود که قطع بود. امسال هنوز نزدیک به 9 ماه است در تلاشیم ولی نتوانستیم. یعنی نه چشم را بر روی واقعیات ببندیم و نه اینکه به قول معروف از هول حلیم در دیگ نیفتیم. بایستی از فرصت های پیش آمده در جهت حفظ منافع ملت شریف ایران استفاده کنیم بدون احساسات و بدون سوءاستفاده از شرایط پیش آمده در مسیری حرکت کنیم که به تقویت وحدت ملی افزون کند نه اینکه در انتخابات باز دو قطبی کنیم و یک عده له و یک عده علیه این موضوع شعار بدهیم. هیچکدام یکدیگر را متهم نکنیم.

چون شما دوستان صمیمی و قدیمی دوره جنگ و جبهه هستید و این جلسه هم خودمانی ترین جلسه ای است که ما سالی یک بار دور هم جمع می‏شویم و با هم صحبت می‏کنیم. انشاءا... بتوانیم در مسیر رشد و اعتلای ایران اسلامی حرکت کنیم.

از اینکه این فرصت را به بنده دادید سپاسگزارم و امیدوارم از دعای خیر شما همه ما بهره مند شویم و بتوانیم حداقل ما چند نفری که از جمع جهادگران سابق در مجموعه کابینه هستیم آن طور که شایسته این ملت است،  بتوانیم خدمت کنیم اگر چه که این دوره‏ها به شدت می‏گذرد و امیدوارم لااقل ما باعث شرمندگی شما دوستان عزیز و فرماندهان محترم و همکاران جهادیمان در گذشته نشویم.

 

مطالب مرتبط: