به گزارش کانون سنگرسازان بیسنگر؛ پس از عملیات والفجر ۸، ایجاد یک راه ارتباطی مطمئن بین خاک ایران و شهر فاو ـ که بهتازگی بهدست رزمندگان اسلام افتاده بود ـ ضرورت یافت. نیروهای مستقر در فاو نیازمند پشتیبانی از نظر امکانات و نیروی انسانی بودند. پیش از والفجر ۸، پلهایی بر روی اروند رود احداث شده بود، اما این رودخانه خروشان، هیچکدام را تاب نیاورده و در نهایت همگی را بلعیده بود. از جمله پلی به نام «پل فجر» که بهصورت موقت شبها نصب و روزها جمعآوری میشد. این پل نیز کارآمدی لازم را نداشت.
بنابراین، نیاز به پلی بود که استوار و مطمئن باشد؛ پلی که بتواند بهصورت شبانهروزی تجهیزات، تدارکات و مهمات را بهراحتی به آنسوی رودخانه منتقل کند؛ مقاوم در برابر خشم اروند، قابل ترمیم سریع درصورت تخریب، و از همه مهمتر، قابل احداث در مدتزمانی بسیار کوتاه.
ایده احداث پل بعثت، ابتدا توسط مهندس شهید بهروز پورشریفی از اعضای جهاد سازندگی، بر پایه طراحی ابتدایی با یک سکه یکریالی و مداد بر روی کاغذ کلاسور مطرح شد. اجرای آن بر عهده مهندس سیدهاشم بنیهاشمی قرار گرفت. این پل با طول ۹۰۰ متر و عرض ۱۲ متر، بر روی اروند رود ساخته شد. ساختار آن از لولههای توخالی متصلبههم تشکیل میشد که در جهت جریان رودخانه قرار میگرفتند. مهندس بنیهاشمی، مستندات فنی این پروژه عظیم را نیز ارائه کرده است.
برای ساخت پل، پنج هزار لوله ۱۲ متری با قطر ۱۴۲ سانتیمتر و ضخامت ۱۶ میلیمتر از جنس فولاد، از عمق ۱۲ متری تا سطح آب به یکدیگر متصل شدند و سازهای را شکل دادند که هم در برابر جریان خروشان اروند مقاومت داشت و هم توان تحمل ماشینآلات سنگین رزمی و پشتیبانی را فراهم میکرد.
همان اراده و اندیشهای که موفق به عبور از اروند رود شد و دشمنان اسلام را به عقبنشینی واداشت، حالا پشتیبانی لجستیکی نیروهای اسلام را نیز بهخوبی تأمین میکرد.
احداث پل بر روی اروند رود در دستور کار فرماندهان جنگ قرار گرفت. از منظر مهندسی، ساخت پلی بر رودخانهای با مشخصات اروند، در شرایط عادی نیازمند ماهها زمان و حجم بالایی از مصالح است. اما در شرایط جنگی، پلی مورد نیاز بود که در کوتاهترین زمان، در استتار کامل و به دور از دید دشمن ـ که با بهرهگیری از صدها پرواز شناسایی، هواپیماهای جاسوسی و ماهوارهها، منطقه را تحت نظر داشت ـ ساخته شود. همچنین این پل باید در برابر بمباران و گلولهباران دشمن نیز مقاوم میبود.
آستینهای همت فرزندان ایران برای خلق حماسهای دیگر بالا زده شد. این پروژه باید با دقت و ظرافتی ویژه اجرا میشد، بهگونهایکه از دید دشمنان پنهان بماند. نیروهای ما نهتنها باید با دشمن، بلکه با طبیعت خشن جغرافیایی دهانه خلیج فارس نیز مقابله میکردند.
طوفانهای شدید منطقه، آتش پرحجم توپخانه و حملات هوایی دشمن، هیچیک نتوانست مانعی برای اراده مقدس رزمندگان و مهندسان جنگ باشد.
آنچه در ادامه آمده، شرح مختصری از چگونگی خلق این شاهکار مهندسی ـ رزمی دفاع مقدس است؛ میراثی ماندگار در حافظه قدرشناس مردم ایران و پیروان اسلام ناب محمدی (ص).
احداث پل بر رودخانه اروند
۱. مشخصات رودخانه
پل بعثت بر روی رودخانه اروند احداث شده است. بهدلیل نزدیکی این رودخانه به خلیجفارس و تأثیرپذیری آن از جزر و مد، کیفیت آب آن همانند آب دریاست. حداکثر شدت جریان رودخانه در زمان جزر به وقوع میپیوندد که حدود ۲ متر بر ثانیه برآورد میشود. عرض رودخانه در محل احداث پل حدود ۹۰۰ متر و حداکثر عمق آن ۱۲ متر است.
با توجه به ویژگیهای جزر و مدی رودخانه، با اختلاف ارتفاعی در حدود ۳٫۵ متر، لازم بود از ابتدا تا انتهای عملیات، اطمینان کامل نسبت به اجرای موفق طرح حاصل شود. اگرچه بخشی از مطالعات طراحی توسط مهندسان ستاد کربلا انجام شده بود، اما مسئله بستر رودخانه و ایمنی کلی طرح همچنان مبهم و چالشبرانگیز باقی مانده بود.
در ابتدای عملیات مشخص شد که پیشروی آب از سمت ساحل انجام میشود؛ موضوعی که ابهامات زیادی برای تیم فنی ایجاد کرد. تردید داشتیم که آیا باید اقدام به شمعکوبی کنیم و لولهها را پشت آنها قرار دهیم، یا از شیوهای دیگر بهره ببریم. همچنین مطمئن نبودیم که چگونه میتوانیم توجه دشمن را از محل اجرای طرح منحرف کنیم تا مانع انجام کار نشود. در کنار اینها، مسائل فنی متعددی وجود داشت که پاسخ روشنی برای آنها در اختیار نداشتیم.
پس از مشورت با مسئولان ستاد کربلا، تصمیم بر این شد که بهجای قرار دادن خام لولهها در پشت شمعها، بر روی یک سیستم شناوری متمرکز شویم؛ بدینترتیب که ابتدا لولهها را شناور کرده و سپس آنها را غرق کنیم. اما این خود مسئلهای اساسی بود: چگونه میتوان لولهای با قطر ۱/۵ متر و وزن حدود ۷ تن را بهگونهای طراحی کرد که بتواند بهراحتی روی آب شناور شود و همزمان، ساختاری داشته باشد که بهسرعت پر و خالی شود؟
هیچ پاسخ آمادهای برای این مسئله در منابع علمی معتبر یافت نشد. حتی اجرای آن در مقیاس آزمایشگاهی نیز بسیار پرهزینه، دشوار و چهبسا غیرممکن مینمود. بنابراین تصمیم گرفتیم این آزمایش را بهصورت عملی و در مقیاس واقعی انجام دهیم.
چالش دیگر، طراحی سیستمی بود که از نظر ایستایی و پایداری بتواند در برابر جزر و مد و سرعت زیاد جریان رودخانه مقاومت کند، بدون آنکه در اثر فشار بستر نامطمئن رودخانه تعادل خود را از دست بدهد. سیستم باید بهنحوی طراحی میشد که در برابر لرزشها و فشارهای محیطی نیز مقاومت کافی داشته باشد.
پاسخ دقیق و محاسباتی برای این سیستم یا از راه محاسبه باید بهدست میآمد یا از طریق آزمایشهای میدانی. در هر صورت، انجام این مأموریت امری قطعی بود؛ زیرا پشتیبانی تدارکاتی رزمندگان حاضر در جزیره فاو، به عبور از همین رودخانه وابسته بود. محدودیتهای فراوان در امکانات شناوری نیز مزید بر علت بود.
نکته مهم دیگر، حمایت بیدریغ و اعتماد مسئولان به تیم مهندسی بود که قوت قلبی برای ادامه مسیر محسوب میشد. اطمینان داشتیم که در صورت بروز شکست احتمالی، بهدلیل حسننیت، مورد ملامت قرار نخواهیم گرفت. همچنین، باور قلبی و عمیق رزمندگان و جهادگران به نصرت الهی، انگیزه و پشتوانهای معنوی برای اجرای این طرح دشوار بود.
البته رسیدن به ایده نهایی «طرح شناوری» زمانبر بود و تا زمانیکه پاسخ عملی و قطعی این روش بهدست نیامده بود، تصمیمگیری نهایی میسر نشد.
۲. مشخصات پل
پل از لولههایی به طول ۱۲ متر، با قطر ۵۶/۱۴۲ سانتیمتر و ضخامت ۱۶ میلیمتر از جنس فولاد (ST60) ساخته شده است. این لولهها در هر ردیف، با استفاده از اتصالات گوشوارهای بهیکدیگر متصل میشدند. چیدمان لولهها بهنحوی بود که هر ردیف روی ردیف قبلی قرار میگرفت و ساختاری شبیه شبکه لانهزنبوری پدید میآورد. البته لولهها در چند ردیف فوقانی بهیکدیگر متصل نبودند؛ چراکه امکان چیدمان شناور آنها بهصورت رویهم وجود نداشت.
پس از تراز نمودن سطح فوقانی، لولههایی با قطرهای متفاوت و ضخامت مناسب بر روی آخرین ردیف قرار داده میشد و در نهایت روی آن آسفالت میریختند.
در طرح اولیه، سیستم شناوری از قطعات پنجتایی تشکیل میشد که برای آباندازی آنها نیاز به احداث اسکله بود. این اسکله ساخته شد و مطالعات مربوط به طراحی محل نهر، نوع اسکله و کارگاه بهدقت انجام شد که هرکدام مراحل مفصلی داشت.
برخی از جوشکاریها در اهواز انجام میشد و بخشی در کارگاه منطقه صورت میگرفت. نگهداشتن این لولهها در حالت شناوری و باز و بسته کردن درپوشها، خود مسئلهای بزرگ بود. اصول علمی مانند قانون ارشمیدس در اختیارمان بود که بر اساس آن، هر جسمی که وارد مایع شود، بهاندازه وزن مایع همحجم خود، از وزنش کاسته میشود. این یعنی هر لوله با ظرفیت ۱۹ مترمکعب، میتوانست تا ۱۹ تن نیرو را تحمل کند.
با توجه به وزن خالص ۷ تنی لولهها، باید درپوشهایی طراحی میکردیم که هم توان تحمل این فشار را داشته باشند و هم بهسرعت باز و بسته شوند. ابتدا پارچه برزنت پیشنهاد شد، اما استحکام تارهای آن مشخص نبود. در نهایت، با استفاده از پلاستیک و تسمههای کارتنبندی، درپوشها مهار شدند. سپس تسمهها با طناب جایگزین شد، چراکه طناب ضمن داشتن مقاومت لازم، سریعتر باز میشد.
این مسیر آزمایشی در منطقه عملیاتی انجام گرفت و نتایج آن، پایه طراحی نهایی پل بعثت شد.
۳. خلاصه روش اجرا
-
برای اتصال لولهها به یکدیگر و قراردادن هر یک از لولههای ردیف اول بر روی بستر رودخانه، و سپس استقرار لولههای ردیفهای بعدی بر روی لولههای پایینتر، از روش شناورسازی ـ بهواسطه بستن درِ لوله با برزنت ـ استفاده میشود.
-
جهت بستن سر لولهها و آباندازی آنها، از سکوهای مناسب بهره میگیریم.
-
برای انتقال لولههای شناور از محل آباندازی تا محل نصب، از شناور «روتورگ» استفاده میشود.
-
برای انداختن لولهها از روی سکو به داخل آب، از جرثقیل استفاده میشود.
-
پس از اتصال چند لولهی شناور ـ متناسب با شدت جریان آب و شرایط رودخانه ـ برخی از لولهها را باز کرده تا غرق شوند. در پایان این مرحله از «غرق»، تعدادی لوله شناور جهت اتصال لولههای بعدی روی سطح آب باقی میمانند.
-
میزان انحراف محور هر یک از لولهها نسبت به محور پل، با دوربین کنترل میشود. زمان غرقسازی نیز با توجه به شدت جریان، بهگونهای انتخاب میشود که این انحراف جبران گردد. همچنین در موارد لازم، با قراردادن یک لولهی «تصحیح انحراف از محور»، موقعیت دقیق لولهها روی محور پل تنظیم میشود.
-
نقطهی آغاز هریک از ردیفها، از محلی خواهد بود که ردیف قبلی در آنجا نسبت به نقطه شروع خود، اختلاف ارتفاعی برابر قطر لوله پیدا کرده باشد.
-
پس از پایان نصب لولهها بهروش شناوری، اجرای ردیفهای بعدی، رگلاژ بالای لولهها و پخش آسفالت، از ساحل آغاز شده و بهسوی داخل ادامه مییابد.
-
ساخت لولهها طبق مشخصات فنی، در کارگاههایی خارج از محل اجرای پل انجام شده و سپس به محل منتقل میشود.
ساخت لوله
در کارخانه لولهسازی، ورقها بهصورت لوله درآمده و پس از انجام آزمایشهای لازم، به کارگاه «جوشکاری گوشوارهها» تحویل داده میشوند. لولههای بهکاررفته از نوع لولههای مخصوص انتقال نفت و گاز هستند که در صورت داشتن استحکام کافی برای تحمل بارهای عمودی (فشاری)، میتوان از لولههای درجه ۲ و ۳ نیز استفاده نمود.
در زمان شناوری، مسئلهی کشیدن لولهها مطرح بود: با چه وسیلهای میتوان آنها را جابهجا کرد؟ در حالیکه شناورهایی مانند «روتورگ» و «طارق» و قایقها معمولاً بار حمل میکردند، نه اینکه چیزی را بکشند. این سؤال، تا لحظهی عملیاتی شدن لولههای شناور، بیپاسخ مانده بود. همچنین، مسئلهی انتقال لولههای پنجتایی از سطح شیبدار نیز مطرح بود. با وجود محاسبات قبلی، هنوز موضوع وارد کردن این تعداد لوله از سطح شیبدار چالشبرانگیز بود. استفاده از جرثقیل دستی و سایر جرثقیلها بررسی شد، ولی درنهایت، گزینهی «هل دادن» بهعنوان بهترین راهحل انتخاب شد. چون این نخستین آزمایش در این قالب بود، تصمیم گرفته شد از کل مراحل عکس و فیلم تهیه شود.
در زمان مد، لولههای شناور را به داخل نهر هدایت کردیم تا از آنجا بهسوی رودخانه کشیده شوند. اما هنگام انجام عملیات، برزنت و پلاستیک سرِ لوله لیز خورد و در فاصلهی ۵۰ متری اسکله به درون آب غرق شد. این اتفاق یأس و ناامیدی بههمراه داشت و سؤالات زیادی مطرح شد. در این شرایط، برادرانی را که پرسش یا نظری داشتند، فراخواندیم و با گفتگو و مباحثه، اشکالات را شناسایی و رفع کردیم. همواره آمادهی شنیدن نقدها و ایرادات بودیم.
برای ما، اصول کار روشن بود؛ اما در جزئیات، نیاز به تجربه و آزمایش داشتیم. سازماندهی برادران بهنحو مطلوب انجام شد و گروههایی مانند حمل، نصب و آباندازی تشکیل گردیدند. آموزشهای لازم ازجمله شنا و موارد ایمنی به آنها ارائه شد و تأکید شد که همگی در شرایطی قرار داریم که نیاز به پایداری، ایثار و مقاومت دارد و ممکن است با شکستهایی مواجه شویم. این شکستها باید درسآموز باشند و مانع تداوم کار نشوند. ما میدانستیم که باید از روش «سعی و خطا» استفاده کنیم، اما روند کار را نیز همزمان پیش ببریم.
پس از غرق شدن آن قطعهی پنجتایی، انتقادات شدت گرفت؛ بااینحال ما تأکید کردیم که هدف، شناسایی اشکالات است، نه نفی کل طرح. جلسهای با مسئولان موقعیت برگزار شد. در این جلسه، مراحل بعدی و نکات ایمنی بررسی شد؛ ازجمله سطح شیبدار. سپس، مسئلهی برزنت مطرح شد. ابتدا تصور میکردیم ایراد از جنس برزنت است، اما بعداً مشخص شد مشکل از سطح اتکای آن است. اصطکاک برزنت روی بدنهی لوله محاسبه نشده بود و همین امر موجب غرقشدن لولهها شد.
در مطالعات بعدی، پیشنهاد شد که از جسمی برای مهار فشار آب در پشت برزنت استفاده کنیم تا این فشار خنثی شود. یک «طبق تختهای» در نظر گرفته شد تا از داخل، پشت برزنت قرار گیرد. اما اجرای این راهحل، علاوهبر دشواری فنی، هزینهبر و پیچیده بود. در جلسهای پیشنهاد شد بهجای لولههای پنجتایی، از لولههای سهتایی، دوتایی و حتی تکی استفاده شود. این مباحث با حضور مهندسان ستاد کربلا که برخی از آنها در اجرای طرح مشارکت داشتند، انجام شد. ما از همه، از مهندس تا کارگر ساده، نظر میخواستیم. اینطور نبود که یک نفر طرح دهد و دیگران اجرا کنند؛ بلکه همه در شکلگیری طرح نقش داشتند. درنهایت، تصمیم به استفاده از قطعات تکی گرفته شد؛ چرا که هم سادهتر بود و هم از نظر طراحی اتصالات، قابل مدیریتتر بود.
اتصالات لازم در کارگاه اهواز طراحی شد. از لولهی خام بهصورت تکی استفاده کردیم. طناب را به تسمه و یک لایه برزنت را به دولا تبدیل نمودیم. سه لایه تسمه برای هر لوله انتخاب شد و برای جلوگیری از سرخوردن برزنت، میلگردی به لوله جوش داده شد. رعایت نکات ایمنی در اولویت بود. اما در عملیات بعدی، روتورگ هنگام حرکت برزنت را پاره کرد و مشخص شد آب به درون لوله نفوذ کرده است. این در حالی بود که پارگی در بخش بیرون از آب رخ داده بود. لوله هنوز از سکو آزاد نشده بود و به جرثقیل متصل بود. آن را بالا کشیدیم و بررسی کردیم.
بحمدالله، پاسخ این سؤال نیز یافت شد: خلأ داخل لوله باعث نفوذ آب از کنارههای برزنت شده بود. برزنتها مجدداً بسته شد. گروه حمل و نصب آماده شدند. همه نگران بودند، زیرا سؤالهای زیادی مطرح بود. برای اطمینان، قرار شد لوله را به آب بیندازیم ولی آزاد نکنیم؛ پس از چند ساعت آن را بیرون بیاوریم. این آزمایش نشان داد باز هم آب به داخل نفوذ کرده است. پیشنهاد شد آزمایشی در نهر ورودی انجام دهیم. آب در حالت جزر بود. گروه، خسته اما آماده بودند. اگر لوله غرق میشد، حتی روتورگ را هم با خود میبرد. با درنظرگرفتن خطرات، تمهیدات ایمنی برقرار شد و مأموریت آغاز گردید.
در مرحلهی بعد، لوله به روتورگ متصل شد، قایق امداد در پشت آن مستقر شد و ارتباطات بین گروههای مختلف برقرار گردید. در اولین حرکت، لوله به بدنهی ساحل برخورد کرد و بخشی از برزنت پاره شد. اما خوشبختانه دو لایه برزنت داشتیم. روتورگ به حرکت ادامه داد. همهچیز تحت کنترل بود. در نزدیکی اروند، تصمیم گرفته شد لوله وارد رود شود. این لحظه، از مهمترین مراحل اجرایی طرح بود؛ همراه با آزمایش، فداکاری، دقت، حفاظت، و امید به موفقیت.
با عبور از منطقهی دلتا، کار خوب پیش رفت. گروه نصب آماده بودند. نیاز به سیمبکسل و طناب بود تا لوله را به ساحل ببندیم. تجهیزات آماده نبود؛ لازم شد «شگل»هایی به دستگاههای لوله متصل کنیم. این کار دشوار و طاقتفرسا بود. یکی از برادران به آب پرید و از زیر لوله، شگل را متصل کرد. همین فرایند ساده، در عمل درسی آموزنده شد و بر اهمیت پیشبینیهای قبلی تأکید کرد.
این عملیات حدود ۲ ساعت بهطول انجامید و در پایان، برادران موفق شدند لوله را به ساحل بکشانند. این، نخستین لولهی شناوری بود که توانستیم از داخل نهر بهطور شناور به ساحل برسانیم و نصب کنیم.
جوشکاری گوشوارهها
گوشوارهها بهصورت نرینه و مادینه در طرفین هر لوله جوشکاری میشدند. اتصال یک لوله به لوله دیگر از طریق قرار گرفتن نرینهی یک لوله در مادگی لولهی دیگر انجام میگرفت که با استفاده از پینی به قطر ۵۵ میلیمتر استحکام لازم تأمین میشد. میزان لقی مادگی و نرینه، ۲ سانتیمتر و میزان لقی پین در داخل سوراخها، ۵ میلیمتر در نظر گرفته شده بود.
جوشکاری میلگردها
برای جلوگیری از سرخوردن برزنتی که همانند کلاه دوخته شده و بهوسیلهی آن درِ لوله بسته میشود، دو عدد میلگرد نمرهی ۷ در فواصل ۲۰ و ۱۶ سانتیمتر از سر لوله جوش داده میشد تا بخشی از بستههایی که برزنت را به درِ لوله محکم میکنند، در پشت این میلگردها قرار بگیرند.
بارگیری، حمل و تخلیه
این عملیات که با ابزارهایی نظیر «پایپلودر»، جرثقیل و تریلی انجام میشد، در چند مرحله صورت گرفت. پس از ساخت لوله در کارخانه، لولهها در محلی دپو شده و سپس بارگیری و بر روی سکوهای جوشکاری قرار میگرفتند. پس از جوشکاری گوشوارهها و میلگردها، لولهها مجدداً روی تریلی بارگیری شده و یا در گوشهای از کارخانه دپو میشدند، یا مستقیماً به منطقه برای مصرف حمل میگردیدند.
توصیه میشد که سرعت حمل لولهها از کارخانه تا محل مصرف در منطقه، همتراز باشد. در این حالت، لولههای روی سکوها مستقیماً توسط جرثقیل زنجیری ۴۰ تنی تخلیه میشدند.
چنانچه سکوها پر میبود، تخلیه در نزدیکی سکوها صورت میگرفت، بهگونهای که بتوان با سهولت بهوسیلهی جرثقیل زنجیری، آنها را جابجا و بر روی سکو مستقر کرد.
بارگیری، حمل و تخلیه از بخشهایی بود که نیازمند سازماندهی، برنامهریزی، تدارکات و زمانبندی ویژه بود. در صورت غفلت از این مسئله، ناهماهنگیها و مشکلات ناشی از آن میتوانست تأثیرات تعیینکنندهای بر کل عملیات داشته باشد.
آببندی درِ لوله با برزنت
برای بستن درِ لوله از برزنت استفاده میشد. الیاف برزنت که بهصورت درهمبافته تهیه شدهاند، قابلیت مقاومت در برابر فشار آب برای جلوگیری از نفوذ آن به درون لوله را داشتند. کششی که به الیاف وارد میشد، موجب پارگی تارها نمیگردید. در روند اجرا، هرگز شاهد پاره شدن الیاف برزنت نبودیم، اما ضعف برزنت در برابر نفوذ آب و سرخوردن از سر لوله، ما را بر آن داشت تا تدابیری به شرح زیر اتخاذ کنیم:
-
استفاده از پلاستیک: جهت جلوگیری از نفوذ آب از سوراخهای برزنت به داخل.
-
استفاده از تسمه: برای نگهداشتن و محکمسازی پارچه و پلاستیک، همچنین کاهش نفوذ آب از کنارهها؛ برای هر لایه، سه دور تسمه بسته میشد.
-
استفاده از میلگرد: جهت جلوگیری از سرخوردن پارچه روی بدنهی لوله.
-
استفاده از تخته: در مواردی که عمق رودخانه از ۶ متر بیشتر میشد، برزنت بهتنهایی، حتی با تقویت میلگرد، قادر به تحمل فشار آب نبود. در این مواقع، تختههایی بهصورت «خورشیدی» و «طَبَق» از داخل لوله قرار داده میشد که پشت آن نبشی جوش داده شده و برزنت روی آن نصب میشد.
بهترین نوع تخته، بهویژه برای اعماق زیاد، طَبَق از رو با ضخامت ۴ سانتیمتر بود که با بستها و پشتبندهایی که داشت، مقاومت خوبی در برابر فشار آب از خود نشان میداد؛ اگرچه همین تخته نیز در عمق حدود ۱۰ متر در اثر فشار آب میشکست.
فرآیند آببندی لولهها و سازماندهی عملیات
برای آببندی لولهها، استفاده از یک لایه برزنت روی لوله، سپس پلاستیک و در ادامه، لایهای دیگر از برزنت بهعنوان پوشش نهایی، کفایت میکرد. این لایه سوم بهمنظور افزایش اطمینان و جلوگیری از پارگی پلاستیک، در اثر برخورد با اطراف، اضافه میشد. هنگامیکه لوله روی سکو قرار میگرفت، آماده عملیات سربندی و آببندی بود که این وظایف توسط گروه تخصصی سربندی انجام میشد. بستر زیر پای افراد این گروه باید بهگونهای آماده میبود که امکان استقرار ایمن و انجام کار با تسلط کامل بر سر لوله فراهم شود.
آمادهسازی برزنت دوختهشده، اندازهگیری پلاستیک، برش تسمهها، و تهیه بستهای موردنیاز، از جمله تدارکات ضروری برای اجرای عملیات آببندی بهشمار میرفت. نوع تسمه و بستها، از نظر کیفیت و تناسب اندازه، اهمیت زیادی داشتند. دقت در کشیدن لایههای برزنت و پلاستیک روی سر لوله، و بستن تسمهها برای تثبیت هر یک از لایهها، بههمراه استفاده از تسمهکِش، از جمله مراحل مهم این بخش بود.
گروه آببندی متشکل از ۲۳ نفر بود که پس از آموزشهای لازم، وظایف خود را با دقت و هماهنگی کامل انجام میدادند. سرپرست این گروه موظف بود هماهنگی کامل خود را با سایر گروهها، بهویژه گروههای حمل و نصب، حفظ کند.
پیش از آباندازی، هر یک از لولههای سربندیشده باید مجدداً بازرسی و کنترل میشد. در صورتیکه بهدلیل سهلانگاری، نقصی در آببندی وجود داشت یا لولهها در مدت استقرار روی سکو دچار آسیب شده بودند، باید اصلاحات لازم انجام میگرفت. چرا که تحویل لوله ناقص به گروه حمل روی آب، میتوانست منجر به اتلاف زمان، خسارات سنگین و حتی سوانح جبرانناپذیر شود. بهجرأت میتوان گفت دقت در آببندی لولهها، از مهمترین مراحل اجرای عملیات محسوب میشد و این کار باید با نهایت دقت انجام میگرفت.
گروههای عملیاتی بهصورت اصلی شامل: «سربندی و آببندی»، «آباندازی»، «حمل آبی» و «نصب» بودند که هر یک دارای مسئول مستقیم و فرماندهی مشخص بودند. یک مسئول هماهنگی کل نیز بین این گروهها نقش تعیینکنندهای ایفا میکرد. در ساختار کلی، بخشی با عنوان «پشتیبانی کار» و «ستاد اجرایی» نیز در نظر گرفته شده بود که متشکل از واحدهای امور داخلی، تدارکات، مالی، فرهنگی و سایر الزامات ستادی بود. در بخش فرهنگی، حضور فعال برادران روحانی تأثیر مثبتی در ایجاد روحیه، توجیه نیروها، و مسائل حفاظتی داشت.
در زمینه حفاظت، عملکرد ما قابلتوجه بود؛ بهطوریکه نیروهای مستقر در نهر از جزئیات سایر بخشها بیاطلاع بودند و حتی مجاز به نزدیکشدن به رودخانه نیز نبودند. بهمنظور حفاظت بیشتر، در مقطعی تعدادی از نیروها به شهرها اعزام شدند تا اینطور وانمود شود که طرح پل شکست خورده و برنامه جایگزین، ساخت اسكله است. این موضوع بهصورت جدی دنبال شد؛ حتی عملیات جادهسازی آنسوی آب نیز تعطیل شد. مطرحکردن شکست طرح در فضای عمومی، واکنش مثبت برخی را نیز بهدنبال داشت و از آنجا که برخی از ابتدا به امکان شکست طرح مشکوک بودند، این خبر برایشان تأییدگر بود. بههمیندلیل، نام طرح را به «رمضان» تغییر دادیم. درحالیکه موفقیتهای عملیاتی برای ما کاملاً روشن بود، اما این فضاسازی صرفاً برای جلوگیری از انتقال اطلاعات به شهرها صورت گرفت.
در عملیات آببندی، گروهها در سه مرحله لایههای مختلف شامل برزنت، پلاستیک و مجدداً برزنت را با تسمههای متعدد میبستند و با جوشدادن دو ردیف میلگرد، آببندی را بهطور کامل انجام میدادند. این شیوه موجب میشد لولهها بهراحتی و بهسرعت روی آب حمل و نقل شوند. با هماهنگی و نظم میان گروههای آببندی، حمل و نصب، عملیات با سرعت و دقت انجام میشد. بهمرور، در کنار سکوی شیبدار، سکوی افقی نیز احداث کردیم که موجب افزایش سرعت عمل شد.
در بخش آباندازی، استفاده از جرثقیلهای زنجیری ۴۰ تنی با رانندههای ماهر بسیار مهم بود. زیرا در هنگام رهاسازی لوله در آب، هدایت صحیح آن توسط کمکراننده جرثقیل برای جلوگیری از پارگی برزنت ضروری بود. همچنین در روش حمل لولهها با روتورگ تغییراتی ایجاد شد. بهاینصورت که هر روتورگ، دو لوله (یکی در سمت راست و دیگری در سمت چپ) بههمراه داشت و چنان طراحی شده بود که در صورت آسیبدیدگی برزنت، لوله بهسرعت غرق میشد و از بروز خسارت بیشتر جلوگیری میکرد.
پس از پایان آببندی، هر لوله حتماً مورد آزمایش قرار میگرفت؛ چرا که کوچکترین نقصی در این مرحله، در ادامه عملیات حمل و نصب، مشکلات جدی ایجاد میکرد که در ادامه توضیح داده خواهد شد.
در پایان، باید اشاره کرد که گوشوارهها در نصب لولهها نقش کلیدی داشتند و در صورت انحراف یا کجی، امکان نصب از بین میرفت. همچنین دستگیرههایی که روی سکو جوش داده میشدند، باید دقیقاً در محل تعیینشده نصب میگردیدند. دو عدد از این دستگیرهها برای نصب روی روتورگ و دو تای دیگر برای کشیدن لوله به محل نصب، بهکار گرفته میشدند.
آباندازی و بهکارگیری روتورگ
برای آنکه بتوان لولهها را بهدرستی داخل نهر انداخت، لازم است اسکلهای مناسب طراحی و اجرا شود. ویژگی این اسکله باید بهگونهای باشد که علاوه بر امکان قرار دادن لولهها روی آن، شرایط لازم برای انجام آببندی و سپس آباندازی نیز فراهم باشد. وسیلهای که در عملیات آباندازی مورد استفاده قرار میگرفت، جرثقیل زنجیری بود.
اسکله را میتوان به دو شکلِ شیبدار و افقی ساخت. اسکلهی افقی، از نظر کارآیی برای آباندازی تکلوله، مناسبتر ارزیابی میشود. البته تجربهی استفاده از اسکلهی شیبدار برای آباندازی لولههای زوجی یا چندتایی که به هم متصلاند، در برخی طرحهای خاص دیگر نیز کاربرد دارد.
در ساخت اسکله، از لولههای ۵۶ استفاده شد. قسمت اصلی اسکله در وسط قرار داشت که محل حرکت جرثقیل بود، و در طرفین، سکوهایی برای بارگیری لولهها ایجاد شده بود. پس از آنکه لوله سربندی شده و آمادهی آباندازی میگردید، سیمبُکسلهای جرثقیل، که دو سر آنها به چنگکهایی متصل به گوشوارههای نرینۀ لوله مهار میشد، لوله را نگه داشته و بهسمت آب هدایت میکردند؛ بهطوریکه لوله بهموازات ساحل، روی سطح آب قرار میگرفت.
پیشتر، چهار دستگیره به طرفین لوله جوش داده میشد. پیش از آباندازی نیز طنابهایی به دو دستگیره متصل میگردید که در زمان نصب، با آزاد شدن، لوله را بهسمت محل نصب هدایت میکردند. سر نرینۀ لوله بهسادگی در مقابل مادگی لولۀ نصبشده قرار میگرفت و امکان پینگذاری سریع فراهم میشد.
حمل تا محل نصب
پس از بارگیری لوله روی روتورگ، گروه حمل که متشکل از ۱۰ نفر (۷ نفر سوار بر روتورگ و ۳ نفر در قایق امداد) بود، حرکت خود را آغاز میکرد. هدایت روتورگ، هشدار درمورد موانع مسیر، امدادرسانی در مواقع اضطراری و جلوگیری از ورود سایر قایقها، از وظایف قایق امداد در طول مسیر تا محل نصب بود.
گروه حمل میبایست در طول مسیر ارتباط خود را با فرماندهی گروه آباندازی، امداد ساحلی و نیز گروه نصب حفظ میکرد تا در مواقع بروز حوادث یا نیازهای فوری، هماهنگیهای لازم را بهدرستی انجام دهد.
برخی خطرات پیشبینیپذیر در این مسیر شامل پاره شدن درِ لولهها، شدت امواج، طوفان، نقص فنی در روتورگ و انحراف از مسیر اصلی بودند؛ مواردی که گاهی موجب کشیده شدن لولهها بهسوی خلیج فارس یا توقف کامل عملیات میشدند. در نزدیکی محل نصب، گروه حمل پس از اعلام آمادگیِ گروه نصب، بهآرامی حرکت خود را آغاز میکرد و متناسب با جهت و شدت امواج، سعی مینمود لوله را در امتداد لولۀ نصبشده قرار دهد. پس از پرتاب طنابهای متصل به دستگیرههای لوله بهسمت گروه نصب، بهمحض آمادهبودن آنها، لوله از روتورگ آزاد میشد تا بهسرعت بهسمت محل نصب کشیده شود.
لوله بعدی پس از نصب لولهی اول، بههمان ترتیب تحویل داده میشد. در مواردی که گروههای حمل و نصب از مهارت کافی برخوردار بودند، امکان تحویل همزمان دو لوله نیز وجود داشت؛ در این حالت، روتورگ پس از آزادسازی لولهها، از میان آنها عبور کرده و خارج میگردید.
گروه نجات، برای پشتیبانی همزمان از گروه حمل و نصب، همواره در آمادگی کامل قرار داشت و در شرایط بحرانی فوراً وارد عمل میشد. بهعلت قدرت نهچندان بالای روتورگها و شدت جریانهای احتمالی، این پشتیبانی بسیار حیاتی بود.
در زمان تحویل لولهها، پس از پرتاب طنابها بهسمت گروه نصب، در صورت اعلام آمادگی، لوله آزاد شده و روتورگ بهسرعت از آن فاصله میگرفت. لازم بود گروه حمل با جریان آب بهگونهای هماهنگ عمل کند که لولهها از محل نصب منحرف نشوند؛ چرا که هدایت مجدد آنها به محل صحیح، کاری بسیار دشوار بود.
در انتها، پس از همتراز کردن گوشوارههای هر لوله با لولهی قبلی، پینگذاری بهسرعت انجام میشد و پس از هر نصب موفق، برادران تکبیر میگفتند و خدا را شکر میکردند. این روند برای لولههای بعدی نیز تکرار میشد. درصورت مهارت بالا، دو لوله بهطور همزمان تحویل گرفته میشدند و روتورگ از میان آنها خارج میشد.
نصب لولهٔ شناور به لولهٔ شناورِ نصبشده
گروه نصب، متشکل از ۲۶ نفر، پس از تحویل گرفتن لوله از گروه حمل، بهسرعت لوله را میزان کرده و عملیات پینگذاری گوشوارهها را انجام میدادند. در این مرحله، مهارت، دقت، سرعت عمل، شهامت، و فرماندهی قاطع از ضروریات کار بهشمار میرفت.
گاهی بهدلیل شدت جریان آب، لوله بهسادگی کشیده نمیشد یا بهخوبی جفت نمیگردید و فرآیند پینگذاری با دشواری انجام میگرفت. تأثیرات جزر و مد، و همچنین طوفانی یا آرام بودن آب، در نحوهٔ فعالیت گروه مؤثر بود. این گروه باید با کسب تجربهای سریع، بر وضعیتهای مختلف مسلط میشد و از شرایط خاص رودخانهٔ اروندرود و آبهای خلیجفارس، بهنفع مأموریت خود بهره میبرد.
بهطورکلی، هنگامیکه جریان آب زیاد باشد، نباید تعداد زیادی از لولههای شناور را بر روی آب نگاه داشت.
شرایط غرقکردن لولههای شناورِ متصلشده
عملیات غرق، پس از نصب تعداد مناسبی از لولهها، توسط گروه نصب انجام میگرفت. این عملیات تحت تأثیر عوامل متعددی قرار داشت؛ از جمله:
-
زمان و شدت جریان جزر
-
زمان و شدت جریان مد
-
تلاطم آب
-
عمق رودخانه
این عوامل همگی بر نحوهٔ غرقکردن یا چینش نهایی لولهها مؤثر بودند.
عملیات غرق
غرقکردن، بهمعنای بازکردن درِ لولهٔ شناور است تا آب جای هوا را بگیرد و لوله به قعر رودخانه هدایت شود. همانطور که مشخص است، هر لوله حدود ۲۰٬۰۰۰ لیتر گنجایش هوا دارد. پس از بازشدن درِ لوله، هوا بهسرعت تخلیه شده و آب جای آن را میگیرد. این تخلیهٔ پرحجم و پرسرعت که در زمانی کمتر از ۱۰ ثانیه رخ میدهد، تلاطمی شدید در آب ایجاد میکند.
لولههایی که توسط گوشواره به یکدیگر متصلاند، با زاویهٔ ۴۱ درجه، قابلیت دوران حول محور پینها را دارند. با غرقشدن یک یا چند لوله، شمار لولههای خوابیدهشده بر بستر افزایش مییابد و بهموازاتِ افزایش عمق، تعداد لولههای آویزان نیز بیشتر میشود؛ بهگونهایکه درنهایت، لولهها در بستر رودخانه بهصورت کامل به یکدیگر متصل میگردند.
در این مرحله از عملیات، بهصورت همزمان:
-
تعدادی از لولهها بر بستر رودخانه قرار گرفتهاند،
-
تعدادی بهصورت معلق باقی ماندهاند،
-
و برخی نیز همچنان بسته و شناور بر سطح آب هستند.
غرق در اشکال مختلف
الف) تا عمق ۶ متر:
در این حالت، برزنتهای نصبشده بر درِ لولهها (بدون نیاز به طبقهٔ تختهای) پاسخگو بودند. باید درِ لولهها را یکییکی باز میکردیم؛ بهاینصورتکه پس از غرقشدن هر لوله، درِ لولهٔ بعدی باز میشد.
ب) در عمق بیش از ۶ متر:
با افزایش عمق، برزنتها توان تحمل فشار آب را نداشتند و ناچار به استفاده از طبقهای تختهای بودیم. در این شرایط، لولهها را تا عمق بیش از ۲ متر زیر سطح آب قرار میدادیم، اما بازکردن سر آنها دشوار بود. بنابراین، روش «غرقکردن همزمان» را آزمودیم؛ در این روش، لولهها بهسرعت و بهصورت پیدرپی غرق میشدند، که بحمدالله نتایج خوبی در پی داشت.
پایان نصب بهصورت شناوری
وقتی دیگر امکان ادامهٔ نصب بهروش شناوری وجود نداشت، از لولههای خام استفاده میکردیم. بدینترتیب که با پرکردن قسمتهای بالایی از لولههای خام ۵۶ تا سطح موردنیاز، و رگلاژ و پرکردن پستی و بلندیها، لولههایی با قطر کوچکتر روی سطح نهایی چیده میشد. سپس بر روی آنها مطابق با خط پروژه، آسفالت میریختیم.
در ادامه، امکان عبور جراثقال و تریلی بر روی پل فراهم میشد. بههمینترتیب، نصب لولهها از بالا توسط جراثقال و تریلی حامل لوله، و با ریختن آسفالت، پیش میرفت.
درنهایت، «پل بعثت» در روز سهشنبه، 1365/07/22، به پایان رسید و مورد بهرهبرداری رزمندگان اسلام قرار گرفت.
بازنویسی از: نشریهٔ سنگرسازان بیسنگر، شمارهٔ ۸۶
انتهای پیام/






