تفاوت‌های ماهوی و ساختاریِ بنیادین دو دفاع مقدس ایران

کانون سنگرسازان بی‌سنگر؛پرونده ویژه «جنگی که بود، جنگی که هست – 2» | جنگ تحمیلی 12 روزه با رژیم صهیونیستی، تفاوت‌های ماهوی جدی با نبردهای سنتی و کلاسیک، مانند دفاع مقدس 8ساله داشت. برخی از این تفاوت‌ها عبارتند از:

ماهیت/هویتِ جنگ (War Nature & Identity)

جنگ ایران و عراق: یک “جنگ کلاسیک تمام‌عیار” (Total Conventional War) بود. جنگ برای بقا و تمامیت ارضی ایران آغاز شد. ماهیتِ دفاع مقدس داشت و به یک جنگ فرسایشیِ طولانی (War of Attrition) تبدیل شد. جبهه‌های خاکیِ پیوسته و گسترده مشخصه بارز آن بود. دو دولت-ملت مستقیماً درگیر بودند.

درگیری ایران و رژیم صهیونیستی: یک “درگیری محدودِ شدیداً نامتقارن” (Limited Asymmetric Proxy Conflict) بود. هدف اصلی رژیم صهیونیستی، بنابر گفته خودش، تنبیه و بازدارندگی (Punishment & Deterrence) علیه برنامه هسته‌ای و منطقه‌ای ایران بود. هدف ایران، اعاده حیثیت (Restoring Deterrence Credibility) پس از حمله به سفارتش در دمشق و اجتناب از جنگ تمام‌عیار بود. هیچ درگیری خاکی مستقیم رخ نداد. بخشی از حمله رژیم صهیونیستی توسط متحدان منطقه‌ای ایران (به‌ویژه یمن) پاسخ داده شد.

ابعاد راهبردی (Strategic Dimensions)

جنگ ایران و عراق: راهبرد کلانِ ایران ابتدا دفاع و سپس ورود به خاک عراق با هدف سقوط صدام بود. راهبرد عراق تسخیر سریع مناطق مرزی و وادار کردن ایران به پذیرش شرایط. بازیگران جهانی (ایالات متحده، شوروی، کشورهای عربی) حمایت لجستیکی، اطلاعاتی و گاه مستقیم از عراق داشتند. جغرافیای سیاسی خلیج‌فارس کانون راهبردی بود.

درگیری ایران و رژیم صهیونیستی: راهبرد کلانِ رژیم صهیونیستی اعمال ضربه‌ای دقیق و محدود برای تضعیف توان نظامی/هسته‌ای ایران بدون تشدید گسترده جنگ بود. راهبرد ایران پاسخ سریع و حساب‌شده برای نشان دادن توان بازدارندگی، ولی محدود به سطحی که از تشدید درگیری اجتناب کند (Calculated Escalation Management). نقش متحدان منطقه‌ای حیاتی بود. جغرافیای سیاسی خاورمیانه‌ای گسترده و فضای سایبر کانون راهبردی بود. بازی بزرگ‌تر بین ایالات متحده/غرب و روسیه/چین پس‌زمینه این درگیری بود.

ابعاد تاکتیکی (Tactical Dimensions)

جنگ ایران و عراق: تاکتیک‌های متعارفِ گسترده؛ جنگ زرهی و پیاده‌نظامی سنگین (مثلاً عملیات‌های والفجر ۸، کربلای ۵)، جنگ شهری (خرمشهر)، جنگ‌های سنگر به سنگر طولانی، استفاده گسترده از نیروی انسانی در حملات موج‌انسان‌. حجم عظیم تلفات انسانی و تخریب زیرساختی.

درگیری ایران و رژیم صهیونیستی: تاکتیک‌های نامتقارن و جنگ از راه دور؛ شامل بمباران موشکی و پهپادی دقیق (PGM – Precision Guided Munitions) از فواصل بسیار دور توسط ایران. دفاع هوایی بسیار پیشرفته (پاتریوت، داویدِسِلینگ، احتمالاً سیستم‌های لیزری جدید رژیم صهیونیستی) و جنگ الکترونیک (ECM) توسط رژیم صهیونیستی. استفاده هوشمندانه ایران از متحدان منطقه‌ای برای پرتاب بخشی از موشک‌ها. تمرکز بر اهداف نظامیِ مشخص با تلاش برای کاهش تلفات غیرنظامی و تخریب گسترده. زمان‌بندی فشرده و عملیات‌های سریع.

ابعاد تکنیکی و تکنولوژیکی  (Technical & Technological Dimensions)

جنگ ایران و عراق: تکنولوژی نسبتاً متعارف و قدیمی: تانک‌های T-72, Chieftain, M60، هواپیماهای F-4, F-5, Mirage F1، هلیکوپترهای Cobra، توپخانه سنگین، موشک‌های اسکاد (با دقت بسیار پایین) علیه شهرها. نقش کمرنگ جنگ الکترونیک و فضای سایبر.

درگیری ایران و رژیم صهیونیستی: تکنولوژی بسیار پیشرفته و جنگ سایبری؛ موشک‌های بالستیک و کروز دقیق ایران (خرمشهر، امیرالحاج، احتمالاً نسخه‌های جدید) و پهپادهای مهاجم/انتحاری. سیستم‌های دفاع هوایی لایه‌ایِ فوق‌پیشرفته رژیم صهیونیستی(Iron Dome, David’s Sling, Arrow). جنگ الکترونیک شدید (اخلال GPS، ارتباطات). جنگ سایبری همزمان احتمالاً در پس‌زمینه (Cyber Domain). استفاده گسترده از ماهواره‌ها، حسگرها و هوش مصنوعی (AI) برای شناسایی هدف، ردگیری و تصمیم‌گیری سریع. تسلط بر فضای سایبر و رسانه‌های اجتماعی برای جنگ روانی.

ابعاد زمانی و مقیاس (Temporal & Scale Dimensions)

جنگ ایران و عراق: طولانی‌مدت (۸ سال)، فرسایشی، با مقیاس عظیم: بسیج عمومی، اقتصاد جنگی، میلیون‌ها رزمنده، صدها هزار شهید و مجروح، تخریب گسترده شهرها و زیرساخت‌ها.

درگیری ایران و رژیم صهیونیستی: کوتاه‌مدت و بسیار متمرکز (۱۲ روز)، با مقیاس کنترل‌شده؛ عملیات‌های متمرکز بر اهداف خاص، تلفات انسانی نسبتاً کم (نظامی و غیرنظامی)، تخریب محدود به اهداف مشخص. تمرکز بر بازدارندگی روانی و سیاسی به‌جای نابودی فیزیکی گسترده.

ابعاد رسانه‌ای و جنگ روانی  (Media & Psychological Dimensions)

جنگ ایران و عراق: رسانه‌های سنتی (رادیو، تلویزیون، مطبوعات) نقش اصلی را داشتند. روایت‌های دولتی غالب‌تر بود. سرعت انتشار اخبار کندتر. جنگ روانی بیشتر بر شعارها، اعلامیه‌ها و رجزخوانی‌ها متمرکز بود.

درگیری ایران و رژیم صهیونیستی: سلطه فضای مجازی و رسانه‌های اجتماعی؛ انتشار لحظه‌ای ویدئوها، نقشه‌ها و ادعاها توسط طرفین. جنگ روایت‌ها (Battle of Narratives) بسیار شدید و پیچیده. شبه‌افزار و اطلاعات نادرست (Disinformation) به‌طور گسترده. هر دو طرف سعی در نمایش قدرت، دقت و کنترل خسارت داشتند. سرعت و حجم اطلاعات، خود یک میدان نبرد بود.

جمع‌بندی

جنگ ایران و عراق: نبرد وجودی (Existential) بر سر سرزمین و حاکمیت با شیوه‌های متعارف در جبهه‌های فیزیکی گسترده، تحت‌تأثیر قطب‌بندی جنگ سرد، با هزینه انسانی و مادی سرسام‌آور.

درگیری ایران و رژیم صهیونیستی: نبرد بازدارندگی (Deterrence) بر سر قدرت منطقه‌ای و امنیت هسته‌ای/نظامی با شیوه‌های نامتقارن و فناورانه در فضاهای چندلایه (هوایی، موشکی، سایبری، اطلاعاتی)، تحت‌تأثیر رقابت‌های ژئوپلیتیک جدید، با تلاش برای کنترل هزینه و جلوگیری از تشدید (Escalation Dominance).

به‌طور خلاصه، ما از یک جنگ کلاسیکِ فرسایشیِ زمین‌محور به یک درگیری محدودِ بازدارنده‌محورِ فناوری‌محور در فضای چندبُعدی حرکت کرده‌ایم. جنگ اول آزمون جان‌سختی و مقاومت ملی بود، درحالی‌که جنگ دوم آزمون هوشمندی راهبردی، فناوری پیشرفته و مدیریت بحران در عصر اطلاعات است. این تحول، آینده “بازی جنگ” در خاورمیانه را عمیقاً تحت‌تأثیر قرار داده است.

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برگزیده ها

آخرین تحلیل